Latest Entries »

بلوغ یک جمهوری

جمهوری که سال ۱۳۵۷ متولد شد امروز ۳۵ ساله است و می‌توان اذعان داشت که یکی‌ از جوان‌ترین جمهوری‌های چند دهه اخیر بوده است .هنوز دوران شور و هیجان پیروزی به پایان نرسیده بود که وارد هشت سال جنگ و دفاع شد .دورانی که برای تثبیت بدان نیاز شدید داشت اینگونه سپری شد و آنچنان فرصت رشد تحقق‌ نیافت . بعد از آن دولت وقت هدفش را بازسازی زیر ساخت‌های اقتصادی،صنعتی قرار داد و هشت سال هم بدین منوال سپری شد .خرداد ۷۶ فرا رسید و اولین فرصت برای شروع راه جدیدی در جمهوری نوپا پدید آمد ،میتوان خرداد ۷۶ را به مثابه آغاز دوران دبستان کودکی دانست که با آرزو‌های بسیار شروع به مشق کردن دمکراسی کرد ،تازه کار بود و کم تجربه ،کمی‌ هم هیجان زده از فرصتی که بدست آورده بود اما نوشت و مشق کرد ،بی‌ غلط نبود اما به شوق پیروزی که داشت می‌نوشت . می‌نوشت «مردم سالاری» ،می‌نوشت «گفتمان» ، می‌نوشت «جامعه مدنی» .
احزاب ما یاد گرفتند که در قبال مردم باید پاسخگو باشند ، سینمای ما کمی‌ آزادی را چشید ،دانشجو‌های ما یاد گرفتند که از رئیس جمهور نترسند و حتی دروغگو خطابش کنند بدون آنکه هراسی از اخراج و زندان داشته باشند و صد البته که همه چیز عالی‌ و بی‌ نقص نبود . آنروز‌ها مشق کردیم که برای توسعه اقتصادی نیاز به توسعه سیاسی داریم و آثارش را هنوز در آمار‌های اقتصادی دولت آن‌زمان می‌توان یافت . آری جمهوری تازه متولد شده به سنی‌ رسید که رشد را احساس کند و خود ببالد
.
راه بلوغ هر جمهوری مملو است از دشواری و سختی‌های که خود جزئی از فرایند دمکراتیزه شدن است . هستند بخش‌های از حکومت که گاهی‌ کار را سخت و پیچیده میکنند ،گاهی‌ قانون، کارآمدی کمتری پیدا می‌کند و تمایلات فردی تمامیت خواهان بر آن میچربد اما باید به یاد داشت که این پایان کار نیست . این پدیده میتواند یکی‌ از موانع لازم برای رسیدن به بلوغ جمهوریت باشد ،هماند کودکی که حالا به سنّ بلوغ رسیده است ،پرخاشگر میشود ،بد قلق و بهانه گیر میشود .
امروز جمهوری اسلامی هم به زعم بنده به یکی‌ از این دوران پوست اندازی رسیده است ،باید مرحله‌ای را ردّ کنیم تا وارد فاز جدیدی از جمهوریت بشویم اما یادمان باشد که کنار کشیدن و ایستادن راهکار خوبی‌ نیست ، تعریف «جمهوری» در جمع آرا و شرکت جامعه در پروسه بلوغ آن است . باید دانست که در اگر مدرسه تازه تاسیس جمهوری ،همکلاسی بی‌ انضباط و زورگوی داریم ،بهترین راه خانه نشستن و دادن میدان به وی نیست که اگر اینکار را کردیم رشد و بلوغ خودمان را به عقب انداختیم . فرصت انتخابات را میتوان تشبیه به امتحان یک پایه و ورود به پأیه بالاتر دانست ،اگر در امتحان پیشین احساس می‌کنیم حقمان را خورده اند و چهار سال را درجا زدیم ،نباید از فرط احساس میدان را رها کنیم .دمکراسی چیزی جز پشت سر گذاشتن همین موانع نیست .دمکراسی و جمهوریت نقطه «الف» نیست که بخواهیم با میانبر به آن برسیم ،آن روز خواهیم رسید که تمام این مشکلات را حس کرده باشیم و بر آن فائق آماده باشیم .هیجان و شتاب مترادف پیروزی نیستند و چاره خطا ،اصلاح آن انست نه فرار از آن .اصلاح هزینه دارد ،طولانی است و صبر میخواهد . راه مستقیم در سیاست هموره کوتاه‌ترین راه نیست .
کشوری مثل فرانسه ۵ جمهوری را پشت سر گذشته است تا بدینجا رسیده است .اینها هم تا ۳۰ سال پیش با گیوتین اعدام میکردند ،اینان هم هنوز احزاب روی خوشی‌ به کاندیدای رئیس جمهور زن نشان نمی‌دهند .
کوتاه سخن آنکه ،جمهوری جوان ما نیاز به ترمیم و پویای دارد و الفبای هر جمهوریتی حضور در عرصه‌های اجتماعی ،مدنی و سیاسی است . در همه جا در قبال انجام کاری میشود انتظار نتیجه داشت ،بدون آنکه تلاش کنیم ،اصلاح کنیم ،مرمت کنیم به جای نخواهیم رسید .امروز دستت را به من بده ،مهم نیست چقدر سختی داریم !

Advertisements

سایت کلمه به نقد مناظره دیشب بین آقای اصغر زاده و شریعت مداری پرداخته است ،یک مقداری از این نحو نگارش کلمه جا خوردم با باید بگم که دید کلمه به اتفاقات روز ایران و مشکلات مردم فقط یک بعدی شده است .این چنین است که هر روز مخاطبین خود را از دست میدهد
سایت کلمه نوشته چرا آقای اصغر زاده از شریعت مداری نخواسته است مدارک دیدار خاتمی با سوروس رو نشان دهد ؟ چرا آقای اصغر زاده از حصر اسم نبرده ،فقط به اسم

زندانیان سیاسی اکتفا کرده است و به حرف های میر حسین استناد نکرده است ؟
نوشته است چرا اصغر زاده سوابق بازجو بودن شریعت مداری را در برنامه تذکر نداده است !!!!!
نمیدانم کلمه چرا به این نتیجه رسیده است که قرار بوده اصغر زاده سخنگوی خاتمی و موسوی بوده باشد ؟ چرا باید اصغر زاده خودش را در قالب حزب و گروهی معرفی میکرد که اعتماد مخاطبین را از خود سلب میکرد ؟ یادمان باشد که دیشب فرصتی بود که بعد از مدت ها در رسانه ملی فراهم شد تا در زمانی که نه روزنامه داریم ،نه احزاب اجازه کار دارند و بزرگان سیاسی ما همه در زندان هستند ،کسی بتواند مقابل شریعت مداری بایستد !
کلمه فراموش کرده است که مخاطبین رسانه ملی بسیار فراتر و گسترده تر از چند فعال سیاسی هستند ، حتی ممکن است اصلا آقای شریعت مداری یا اصغر زاده را نشناسند ! شاید اصلا اسم جورج سوروس را نشنیده باشند و در ان زمان محدود چه نتیجه ی حاصل میشد اگر اصغر زاده میخواست که شریعت مداری اسناد ملاقات خاتمی و سورس را رو کند ؟
با این تاکید ،خیلی ها که روزنامه کیهان را دنبال نمیکنند ،تازه به این سوال میرسیدند که اصل داستان چیست ؟ شاید هم شریعت مداری در این زمان اندک میتوانست مدرک صوری به مخاطبین نشان دهد که نتیجه عکس مورد نظر کلمه حاصل میشود .یادتان است که در مناظرات ۸۸ آقای احمدی نژاد آمار های دروغین نشان داد ؟ یادتان است که پای آقای هاشمی و ناطق را به میان کشید تا میر حسین را از اصل مناظره دور کند و میر حسین مجبور شود که به دفاع از دولت های قبلی بپردازد !!!دیشب هم این دام برای آقای اصغر زاده بود .
آقای اصغر زاده اما با هوشیاری در دام اتهامات و لجن پراکنی های شریعت مداری نیفتاد و به مشکلات اقتصادی کشور اشاره کرد ! از احمدی نژاد خواست بجای اوین به بازار سر بزند ! و این هوشیاری اصغر زاده بود که میدانست برای مردم اقتصاد مهمتر از سوروس و اوین یا خاتمی است .
این روز ها که فشار تحریم در بازار ارز ،طلا و حتی دارو ها برای مردم قابل لمس است ،اصغر زاده به زیرکی سیاست خارجی کیهان و دولت را به چالش کشید و از ماجرا جویای سیاست خارجه انتقاد کرد ! گفت که در دنیا در انزوا هستیم !گفت که شریعت مداری برای حمایت از احمدی نژاد مسئول است !!! و این پیش فرض را به مخاطب القا کرد که شریعت مداری هم پشیمان از آمدن احمدی نژاد است !
یادمان باشد با نزدیک شدن به فضای انتخابات از این فرصت ها ممکن است بدست آوریم و باید بدانیم که مخاطب ما مردم کوچه و بازار هستند نه نخبگان سیاسی ! سیاسیون خود به آمار و اطلاعات روز دسترسی دارند ،سایت ها را دنبال میکنند و خوب میدانند شریعت مداری کیست و اتهامات کیهان چقدر واهی است .استفاده از تریبون صدا و سیما ظرافت خاصی میطلبد و باید به زبان مردم صحبت کرد و گرنه فرصت سوزی میکنیم و روز به روز فاصله خودمان با مردم را بیشتر میکنیم .
گفته های بالا به منزله حمایت سیاسی و مشی ،تفکر آقای اصغر زاده نیست اما باید حرف حق را تمجید کرد ،کار دیشب اصغر زاده بزرگ بود !

http://www.kaleme.org/1391/07/13/klm-114773/

, مالزی،دانشگاه یوکی ام said:

نشته ام و دارم این نامه رو میخونم خانمم کنارم نشسته بهم میگه چی میخونی؟میگم نامه تبریک تولد به خاتمی.به اینجا که میرسم(گاهی دلتنگ آن روزها می‌شویم که یک ایران، امید بود)،ناخودآگاه زدم زیر گریه،با وجود اینکه جلوی خودم رو گرفتم تا دوباره ناراحتش نکنم نمشه……واقعا اون روزها چی بود والان چی شد.
من یکسال دوره سید رو و سه سال دوره نحس احمدی نژاد رو دانشجو بودم،برای ما نه از سال اول بلکه از سه ماه اول مشخص بود که این آقای بلای جان ایران و ایرانی میشه.اونایی که خارج از ایران هستن واقعا میدونن تحقیر ایران و ایرانی یعنی چه.
سید جان،تولدت مبارک.

امید پریم said:

تولد مبارک بهترین بهتربنها…
یاد روزگاری که ایران و ایرانی سربلند و سرفراز بود بخیر
به امید روزهای شیرین آینده که امیدوارم تبدیل به رویا نشه

رضا شکرایی فرد said:

سلام سید تولدت مبارک امیدوارم همیشه بزرگ باشی .مثل خودت چقدر بزرگ و با شخصیت بودیم ,خبر نداشتیم!!

ناشناس said:

به گریه افتادم

سعید said:

درود :
شصت و نهمین بهار زندگانی مرد مردم سالار مبارک.

رضا شکرایی فرد said:

«ای کاش یکبار هم که شده کره زمین بر عگس بچرخد !من نمیخوام جوان شوم ! دوست دارم جوانان از داشتن بزرگی ,شخصیت ,و………که فاکتورهای انسانیت است در مکتب سیدما بزرگ و بزرگتر شوند تا افتخار کنیم ایران وطن ما همیشه ایران است ,با عظمت وبا ملتی بزرررررررررررررررررررررگ.»

 

سین said:

تولدت مبارک. یک دل شاد دارم که بخشی از زندگی ام با سکانداری تو گذشت و هزار دل از غم دارم که دیگر تو نیستی که نام ایران را بر تارک ببری. دوستت دارم مثل برادر ، پدر ، دوست ، معلم ، فیلسوف ، استاد ، هموطن.

هیرمند said:

خاتمی مرد روزهای سخت نیست . متاسفانه ترسو و شدید محافظه کار . و اهل دادن هزینه نیست . کاری از او ساخته نیست . بازهم خواهید یافت که او فقط سخنور است . و صد البته دوصد گفته چون نیم کردار نیست . بروید تحقیق کنید در جریان تظاهرات انقلاب ۵۷ نسبت به جمعیت شهرها یزد و شهرهای همجوارش چه تعداد شهید داشته

صادق said: به خدا قسم وقتی اسن نامه را می خواندم، اشک در چشمانم جمع شده بود. ظاهرا خیلی از کامنت ها هم همین حال و هوا را داشت.
دوستان کلمه به این لیست بلندبالا از فرزانگان این آب و خاک اضافه کنید نام تمام آزاد مردان و زنان نه تنها ایران بلکه جهان را که شهرت نیک نامی این فرزند زهرا (س) عالم گیر است

تالش said:

منهم مانند بقیه دوستان تولدت را تبریک میگویم ، اما سید اگر ما گذشته را نقد نکنیم چراغ راه آینده نخواهد شد – این خط کشی ها رو کنار بگذاریم هرکی در خارج یا داخل دلش برای سربلندی وطن ومردمانش می تپد دوست است . ما نه جنگ طلبیم نه دوست داریم به وطنمان که یادگار نیاکان پاک ماست ودر کوران حوادث بیشمار همیشه ققنوس وار سربلند بیرون آمده پشت کنیم اما بپذیر بنده خدا بهترین دفاع حمله است .فرصت سوزی بسیار کردیم واما یاران دیروز وامروز خاتمی -نمیخواهید بپذیرد تصمیمات اشتباه شما در انتخابات سال ۸۴این بلا رو به سر ملت آورد -یک هاشمی قوی وعاقل وشاید هم کمی تابسیاری بد بهتر از معین خوب ضعیف بود بنظر شما تصمیم اشتباه نگرفتید آقایان یاران سید محمد ؟نیروها را به چند دسته تبدیل کردید وباعث شدید فردی بر سر کار بیاید که اینقدر سرتق است که مسببین خودش هم از دستش عاصی شده اند .ما واقعیتها را ندیدیم وبازهم دنبال آرمانها رفتیم -منهم دوست داشتم یه روز خلبان بشم شاید هم پزشک اما شدم کارمند -این واقعیت رو من باید بپذیرم -سال ۸۴ ما واقعیتهای عملی را کنار گذاشتیم ودنبال ایده الها رفتیم – واما آخر کلام -مرزبندی نکنید الا با تروریستها .بازهم تولدت مبارک .

ناشناس said:

ضمن تبریک سالروز تولد ایشان می خواستم یک مطلبی را برای دوستانی که افسوس آن روز ها را می خورند یاداور بشوم دوستان یادتان است در انتخابات هشتم ریاست جمهوری قهر کردید پای صندوق ها نیومدید آقای موسوی یادت است چقدر از شما خواستیم که سید بیا صحنه نیومدی آقای کروبی یادت است که گفتیم برادر از صحنه برو بذار وحدت اصلاح طلبان حفظ بشه نرفتی آقایان جبهه اصلاحاتی ها یادتون هست که گفتیم دکتر معین انسان با شرفی است ولی به درد ریاست جمهوری نمی خورد آقایان شورای شهر تهران یادتون است که گفتیم اختلافات را کم کنید نکردید و بالاخره آقای خاتمی یادت است که گفتیم سید کار را یکسره کن گفتی ملاک قانون اساسی است .

اشناس said:

همین که زمان خاتمی به آینده ایران امید داشتیم کافی بود . شلوغ کردن هامون واسه این بود که امید داشتیم. به فکر فرار نبودیم .
تولدش مبارک

soorena said:

صد سال دیگر در چنین روزى ازدیخاهان ایرانزمین لباس تو را میپوشند و ازادى که پایه اش را نهادى جشن میگیرند. تولدت مبارک گاندیه ایرانزمین

mohammad said:

دلم تنگته…(با گریه)

hassn said:

تولد ت مبارک سیدخوبان که دلی مانند برگ گل لطیف داری ولبی خندان واخلاقی زیبا اما عیب بزرگت محجوب بودن است که خیلی ها ازآن سو استفاده کردند .امید که دوباره بشکفی مثل گل

Ali tabatabai :

گاهی دلمان تنگ می‌شود برایت…
ولی گویا حق نداریم برایت نامه بنویسیم، حق نداریم از دلتنگی هایمان برایت بگوییم، حق نداریم حتی تولدت را تبریک بگوییم. نه اینکه حکومت حصرت کرده باشد، نه! آدمهای اینجا دوست ندارند کسی خارج حصر باشد، خارج حصر که ب

اشی یعنی خائنی، یعنی سوپاپی. باید نباشی تا آدم خوبی باشی. همین بودنت یعنی اینکه سازش کرده ای، یعنی پا روی خون شهدا گذاشته ای.
انگار نه انگار که تو همانی هستی که تا همین دیروز برایت پرده و پر می گشودیم و آمدنت را غنیمت میشمردیم، انگار فراموش کرده ایم تمامی روزهایی را که باورمان کرده بودی و باورمان شده بود که میتوانیم ، روزهایی که به دنبال ساختن فردایی بهتر بودیم، به دنبال ساختن ایرانی برای همه ایرانیان.
حالا حتی اجازه یادآوری خاطرات آن روزها را هم نداریم، اجازه تقدیر و تشکر از مردی که تمام آن روزها را برایمان به ارمغان آورد را هم نداریم. نه اینکه حکومت ممنوع کرده باشد، نه! آدمهای اینجا تکریم زنده ها را تاب نمی آورند. باید نباشی تا لایق مدح و ثنا باشی، اگر باشی یعنی یک جای کار میلنگد.
اما من هنوز اینجایی نشده ام، هنوز دلم برایت تنگ میشود. هنوز دلم برای تمام آن روزها تنگ میشود، برای آن روزها که یادمان میدادی تا به جای «مرگ بر» فریاد زنده باد مخالف من سر دهیم.
امروز دوباره دلم برای آن روزها تنگ شد…
علی said:

سید این روزها بیشتر دلتنگ روزگاری میشیم با توبودیم.سید تو بگو چطور شد که از اوج عزت به چنین ذلتی گرفتار شدیم؟

ناشناسsaid:

یه گل یه بوس یه عشق بزرگ به خاتمی نماد انسان اسلام رحمانی.دوست داریم ما بیشمارها

مصطفی ( ناشناس ) said:

سلام و درود خدا بر انسانی که گفتار و رفتارش همه قرآنی بود
سید بزرگوار تولدت مبارک

یه روز خوب می آید said:

سلام سید عزیز

تولدت مبارک
آن موقع که خانم لیلا حاتمی در برنامه موج سوم گفتند، که به خاطر بچه های کوچولو، به خاطر آن هایی که نمی خواهند ایران را ترک کنند،
آقای خاتمی بیایید و سپس گریه کردند
من آن گریه را اغراق دانستم، اما الان که خودم غربت نشین شدم،
و آرزوی همان زمان بودن شما را دارم، می فهمم
کاش همان زمان می ماندیم و به این روزها نمی رسیدیم.

hassn said:

خاتمی عزیز هنوز محبوب ترینی البته اگر تاکنون نشسته باشی واشتباهات گذشته مخصوصا تندروانی را که به نام شما آویزان شده بودند واستفاده های خودشان را میکردند وبهانه به دست مخالفان دادند شناسایی واحصا کرده باشی

شهاب زینلی از رفسنجان said:

درود و سلام بر سید و سالار ما آقای دکتر سید محمد خاتمی مرد بزرگ و اسطوره امید ایرانیان ایران دوست.
فقط در یک کلام: ای سید و سالار ما مولای ما ای نوید بخش بهار دل انگیز شیرین دوباره بیا که در زمستانی سخت به سر میبریم.

[]
ازقم said:

اسم من ومیلیونها ایرانى عاشق خاتمى راهم به آخرنامه ى زیباى خوداضافه کنید

اسفراینی said:

خاتمی عزیز تولدت مبارک
امیدوارم همواره سرافراز و سربلند باشی.
همواره از آن دوران خوش ریاست جمهوریت یاد می کنم و به خاطر می آورم زندگیم را که همواره پر بود از امید و شادی.
به خاطر می آورم که در مقابل پیشنهادهای داده شده مهاجرت همواره از امیدم به آینده وطن و خواستم برای ماندن در اینجا می گفتم.
باور داشتم که راهی که می رویم خیلی زود ایران را به کشوری شاخص در رفاه و آزادی تبدیل خواهد نمود، اما چه می شود کرد که کوته بینان و تنگ نظران ما را به اینجا رسانده اند.
باز هم سید عزیز بعد از خدا امیدم به تو، موسوی و همه سرفرازان این آب و خاک است.
خدا یاورت باشد.
به امید ایرانی آباد و آزاد

عبدالله said: با سلام
بی شک خاتمی جلوه ای از نور پیامبر حضرت محمد ( ص ) رحمت العالمین است . اوست که با تاسی به پیامبر عظیم الشان اسلام در قلوب تمامی دوستداران حق و حقیت ، صلح و آرامش ، انسانیت و آزادگی ، و خلاصه عصاره همه فضلیت های مادی و معنوی است . ۶۹ مین سالروز ولادت با سعادت سید دوست داشتنی ، مرد بی ریا سید خندان بر ایشان و خانواده بزرگوار ایشان و همه ی ایرانی عزیز دوست دار مهین در سرتاسر جهان تبریک و تهنیت باد . به امید آزادی تمامی زندانیان سیاسی در بند حکومت غاصب انقلاب امام ( س ) بالاخص میر دلاور مهندس موسوی عزیز و سرکارخانم دکتر رهنود و نیز شیخ شجاع حاج مهدی کروبی ( آمین یا رب العالمین )

جمال said:

درود برخاتمی بزرگ -تولدت مبارک- من هم امضا میکنم-جمال مختاری ۰دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان

دکترافشار سلیمانی said:

بنده هم امضاء می کنم. خسته مولود سید ایران زمین مبارک باد

طاها said:

به امید تولد دوباره ات در منصب سیاست .سال روزت مبارک .و مبارک بر این ایران ما باد که همچین مردانی را در خود پرورانده .زنده بادا ایران ما.

مهسا هاشمی said:

خاتمی عزیز ، تولدت مبارک
تو هر چه هستی با تمام قضاوت های خوب و بدی که از تودارند….
برای من و خیلی های دیگر همیشه دوست داشتنی هستی…..

لقمان said:

تولد شما مبارک آقای خاتمی!
هر اندازه هم به شما انتقاد داشته باشیم هنوز هم امیدواریم! شما یکی از سرمایه های جنبش سبز هستید!

ناشناس said:

خداوند عزت این سید بزرگوار را روزافزون کند / بعنوان فردی کوچک از خانواده معظم شهدای انقلاب این روز فرخنده را به سید محمد خاتمی و دوستدارانش تبریک و تهنیت می گویم.

2, ناشناس said:

تولد تو، تولد سیاستمداری که انسان است، بر ما مبارک، سید!

, شهاب said:

سلام و درود بر سالار ..شرمنده ان موقع نفهمیدیم که هستی..شرمنده…تولدت مبارک سالار….

, مسعود شهابی said:

من هم امضا میکنم. مسعود شهابی .کارشناش ارشد و پژوهشگر مدیریت بهداشت و درمان

, ن ا said:

کاش اشک هایم را تو میدیدی و می دانستی که چقدر دلتنگ آن روزها هستم.

مادر سبز said:

تاریخ کشورمان شاهد تولد مردمان بزرگ بسیاری بوده است؛ ولی انگشت شمارند کسانی که نامش به نیکی برده و ماندگار شوند. نام شما تابوی وحشتناک و غمگین دهه های بعد از انقلاب و جنگ را شکست. کلمه دل نشین جامعه مدنی را شما بر زبان آورید نام شما چون خورشیدی در دل تاریکی ها بود و هنوز هم هست! مطمئنم که آن روزها به پایان نرسیده، ما دوباره شاهد شکوفایی اصلاحات خواهیم بود. چون شما را داریم. و به سادگی از دست نخواهیم داد! درود بیکران

Maryam zaman :
آن ها یی که می گویند قهرمان نسازید و بت نپرستید ،همان هایی هستند که هنوز دنبال معصوم می گردند . !!!
Pouryia taghavi :
دوستانی که به متن نامه ی تبریک به محمد خاتمی ایراد میگیرن و بعضا نیمچه طعنه ای هم به امضا کننده هاش میزنن بد نیست یه نگاهی به شرایط اون روز ایران بندازن… به شرایط واقعیش نه آرمان گرایانش!
ایران بلافاصله بعد از انقلاب، با یک جنگ ویرانگر ۸ ساله که تقریبا همه چیمونو نابود کرد مواجه شد… بعدش هم ۸ سال دوران سازندگی‌ ای که به شخصه با همهٔ کم و کاستیهاش در اون دوران هاشمی‌، نیمه ی پر لیوان رو بیشتر میبینم.
بعدش تازه وارد اصلاحات شدیم.
عزیزان… کشور ما ایرانه… ایـــــــران… تا قبل از رضاخان (۱۳۱۴) اسم بین المللیش «پرشیا» بود.
در خاورمیانه، در جائی‌ که هنوز در بعضی‌ مناطقش قتل‌های ناموسی صورت میگیره.

چپمون عراق و راستمون افغانستانه.
نه کشور ما سوئیس بود، و نه مردمانمان سوئیسی…!
خود سوئیس هم ۴۰۰ سال مبارزه کرد و جنگید و جنگید تازه رسیده اینجا.
چرا انقد آرمان گرایانه و رویایی به مسائل میپردازیم.
در دوران خاتمی ما تازه شروع داشتیم میکردیم به آموختن… و خاتمی با همهٔ بدیهاش (به زعم مخالفینش) پدر و معلم خوبی‌ بود برامون… لااقل برای نسل من…
چرا یک دفعه میخوایم پاهامونو بذاریم پله‌ی آخر و ده تا پله رو با هم بریم…!؟
قطعاً برای ما ملت ایران که همیشه ادعاهامون گوش فلک رو کار کرده! هیچ وقتی‌، هیچ دولتی و حکومتی بهترین نخواهد بود!
کمی‌ منصفانه، دوران خاتمی و شخص خاتمی رو با مقیاس و مختصات تاریخی‌ و جغرافیایی ایران در اون دوران بسنجیم…
/ پوریا تقوی
Ali Rad : سید محمد خاتمی دردانه ملت ایران است چنانکه میر حسین بزرگوار که بی توقع و دلسوزانه ابرو نهادند و هرچه کردند و گفتند برای صلاح ملک وملت ایران بود و در این هیچ جای شکی نیست . کشور ایران در صد ساله گذشته از فقر مبارزه اصولی سیاسی رنج مبرد . سیاه و سفید دیدن پدیده ها و تحرکات هیستریک ضعف جمیع نیروهای سیاسی ماست و همچنین تمامیت خواهی و سلطه گری . اما خاتمی در برزخ دشمن سازی و خشونت طلبی طیفهای مختلف حاکم و غیر حاکم و اپوزیسیون با شعار ایران برای تمام ایرانیان و گفتگوی تمدنها و حقوق مدنی و حقوق شهروندی مفاهیم گمشده فرهنگ سیاسی ایران را احیا نمود . تحمل مخالف را الگو کرد و به روزنامه نگاران و هنرمندان و گروههای ایزوله شده سیاسی فضا و میدان کافی داد و نقطه عطف اقداماتش شکستن فضای امنیتی و اتوریته وزارت اطلاعات و اقدامات فراقانونی و جنایتکارانه ان و علنی کردن جنایات وزارت اطلاعات که بیشتر شبیه یک معجزه بود میتوان یاد کرد . او همواره در خاطره ایرانیان بعنوان نماینده شایسته ای در عرصه داخل و خارج از کشور یاد میشود . او توانائی ایجاد اتحاد ملی گمشده ایرانیان را دارد . او میتواند با کمک هاشمی و یاری میر حسین و دیگر یارانش در احزاب و گروههای سیاسی داخل وخارج ایران را با حفظ استقلال و اولویت منافع ملی در تعامل با غرب و کشورهای صنعتی به جایگاه واقعیش نزدیک کند .

Kambiz Hasanzade اصلن تو بگو این بشر طلا . آخونده !..

Karim Zahedi سید بزرگوار،متین ،مودب،بافرهنگ و … (ادب مرد به ز دولت اوست)
 ebrahim nabavi
آقای خاتمی! تولدت مبارک، تولدت به این سرزمین مبارک که خاکش لیاقت تو را دارد. بخاطر همه چیزها، بخاطر همه آن روزهایی که صبح از خانه بیرون می آمدیم و می خواستیم زودتر به روزنامه برسیم و حرفی تازه بنویسیم. بخاطر همه آن مردم فقیری که فکر می کردن

د که تو فقط برای بچه پولدارها آمده ای و در هشت سال ریاست جمهوری ات رنج تحقیر و گرانی و فشار اقتصادی را نچشیدند. بخاطر همه ایرانیانی که وقتی در سازمان ملل متحد حرف می زدی به وجود تو افتخار می کردند و احساس می کردند آبروی کشورمان هستی. بخاطر همه آنها که وقتی آمدی امید در دل شان جوانه زد و فهمیدند هنوز می توانند بنویسند و کار کنند. بخاطر همه کتابهای خوبی که در خیابان خریدیم، بخاطر همه نمایش های خوبی که روی صحنه دیدیم، بخاطر همه کارگردانهایی که فیلم ساختند و دغدغه زندان رفتن نداشتند. بخاطر دکه های روزنامه که ساعت ده صبح عطر کاغذ تازه چاپ دهها روزنامه در اطرافشان پیچیده بود و جمعیت ایستاده بود تا روزنامه های تازه و پر از خبر و مقاله را بخواند. بخاطر مردمی که هر روز خبر دزدی و اختلاس نمی شنیدند، بخاطر همه پسرها و دخترهایی که دست همدیگر را می گرفتند و نگران نبودند اراذل و اوباش به آنها بی احترامی کنند. بخاطر مردی که وقتی به قدرت رسید زندگی ساده ای داشت و وقتی از قدرت رفت چیزی به ثروتش اضافه نشد. بخاطر همه نامه هایی که دفترت نوشت و پیگیر وضع زندانیان سیاسی شد. بخاطر کنسرت گروه پژواک که با شرکت سه هزار نفر برگزار شد و صدای موسیقی خوب را در تالار شنیدیم. بخاطر دانشگاههایی که بچه هایش پر از شوق و امید و دانایی شدند. بخاطر عباس امیرانتظام که وقتی مصاحبه اش در تیراژ 360 هزار نسخه منتشر شده بود و متن چاپ شده را نشانش دادم باورش نمی شد. بخاطر همه کارهای بدی که نکردی و هر سیاستمداری که آمد کرد. بخاطر همه دروغ هایی که نگفتی. بخاطر هوشنگ گلشیری که بعد از سالها نومیدی به اصلاحات امیدوار بود و همراه فرزانه و پسر و دخترش در هر مراسمی شرکت می کرد. بخاطر بهترین آدمهای شریف که در کنار تو اعتماد را در جامعه ایجاد کردند. بخاطر همه آنهایی که به کشورشان برگشتند، بخاطر همه آنهایی که از کشورشان آواره نشدند. بخاطر شبی که در زندان بودم و چنان بازجو رفتار کرده بود که فکر می کردم کودتا شده و شب وقتی که یواشکی صدای سخنرانی ات را در سازمان ملل شنیدم از خوشحالی اشک ریختم، از خوشحالی اینکه زنده ای، هستی و خوشحالم که امروز روز تولد توست. روز تولد آدمی که شریف است و قدرت را جز برای مردمش نمی خواهد. آقای خاتمی! بخاطر همه خوبی هایی که داشتی و بدی هایی که نداشتی ممنونم.
karan sadr
با وجود کسانی مثل آقای خاتمی ،هیچ نظامی سقوط نمیکند ،چون اصلاحات آقای خاتمی خود یک انقلاب است .
ای کاش دلسوزی در حاکمیت وجود داشت

یکی‌ از تغییراتی که در جامعه ایرانی‌ بعد از  اعتراضات انتخابات سال ۱۳۸۸ رخ داد روی اوردن نسل جوان به فضاهای  مجازی بود . شبکه هایی اجتماعی چون فیسبوک بزودی جایگاه ویژه‌ای در بین این کنشگران باز کرد و روز به روز به تعداد ایرانی‌ هایی که ساعت بیشتری از اوقات خود را در آن سپری میکردن افزوده شد .

کاری که در ابتدا فسبوک انجام میداد به اشتراک گذاری اخبار ،عکس‌ها و فیلم هایی بود از اعتراضات خیابانی ، سخنرانی‌‌ها و بیانیه هایی جنبش سبز .به مرور زمان از قابلیت این شبکه اجتماعی برای هماهنگی زمان و مکان اعتراضات خیابانی استفاده شد و به طور مثال در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ به خوبی‌ این نقش پر رنگ بود.با فروکش کردن اعتراضات خیابانی کاربران ایرانی‌ فیسبوک شروع به تبادل نظر راجب به اتفاقت سیاسی و مدنی کردند . فضای بسته جامعه ،نبودن مطبوعات آزاد باعث شد که کاربران فارغ از ترس عواقب گفتمان آزاد در فضای حقیقی‌ بیشتر و بیشتر به فیسبوک و سایر فضا هایی مجازی پناه ببرند .

یکی‌ دیگر از امکاناتی که این فضا هایی مجازی به  کنشگران سیاسی و مدنی  داد این بود که افرادی که بنابر اجبار به کشور هایی غربی پناهنده شدند توانستند حول محور هایی مشترک دور هم گرد بیایند و دوباره همدیگر را پیدا کنند .حتی باعث آشنای افرادی به این جمع‌ها شد که در گذشته و در وطن این امکان آشنای و تبادل نظر را نداشتند. این گروه ها به سرعت توانستند خود را اثبات کنند و حتی در مواردی به برگزاری جلسات و نشست هایی در فضای حقیقی‌ منجر شد .

اکنون بعد از گذشت تقریبا ۳ سال از شروع استفاده گسترده از فضای مجازی شاهد آن هستیم که شبکه هایی اجتماعی مربوط به آن گسترش یافته اند و نقش قابل توجه‌ای در آگاهی‌ رسانی ،تبادل نظر و همفکری ایفا میکنند و این برای نسلی که به صدا و سیما وطنی اعتماد ندارد ،نقطه قوتی است .

این روز‌ها بعد از وقوع زلزله در استان آذربایجان  به صورت ناخوداگاه این فضای مجازی تبدیل به امکانی برای همدردی و یاری رسانی به مردم آسیب دیده شهر‌ها و روستاهای زلزله زده شد  تا  کوتاهی و قصور دولت در امر کمک رسانی و اطلاع رسانی جبران شود .

شاید یکی‌ از بزرگترین بسیج کمک هایی مردمی در زمینه هایی نیروی انسانی‌ ،مالی‌ در این دوره صورت گرفت .بنابر نظر بسیاری از  خبرنگاران مستقل این حجم از کمک هایی داوطلبانه و بسیج داوطلبین برای کمک هایی مردمی در هیچ کدام از دوره هایی قبل در بم یا موارد مشابه صورت نگرفته بود و این در حالی‌ است که اطلاع رسانی صدا سیما در روز هایی اولیه بسیار ناچیز و قابل اغماض بوده است .

از همان ساعت اول وقوع زلزله کاربران این شبکه اجتماعی اخبار و حجم تلفات را پوشش دادند .به سرعت شماره حساب هایی از طرف اشخاص قابل اعتماد و خوشنام در داخل کشور در  فضا مجازی منتشر شد .افرادی که برای کمک به منطقه رفتند به صورت خودکار با گروه‌های کمک رسانی مجازی وصل شدند و مشاهدات خود و نیاز هایی آسیب دیدگان را منتقل کردند .از آنطرف سایر کاربران اقدام به هماهنگی با گرو هایی کوچک خیریه کردند که قصد داشتند در حد توان خود وسایل و مایحتاج آسیب دیدگان را تهیه و ارسال کنند .

کسانی‌ وظیفه خرید کالا‌ها را به عهده گرفتند ،افرادی دیگر وسیله نقلیه مورد نیاز را فراهم کردند .گروهی هم اقدام به جمع آوری کمک هایی نقدی کردند .

کافی‌ بود تا در این شبکه اجتماعی مجازی  به کمبود خون برای مصدومان  ناشی‌ از زلزله اشاره شود ! چند ساعت نگذشته بود که از تمام شهر هایی ایران تصاویری از صفوف اهدا کننده‌های خون در فیسبوک منتشر شد .

آری شبکه اجتماعی مجازی ایرانیان به بلوغ رسیده است و در شرایط بحرانی خوب میتواند پایگاهی برای هماهنگی و بسیج نیرو هایی داوطلب باشد ،کاری که صدا و سیما با آن بودجه میلیاردی قادر به انجام آن نیست .اکنون کنشگران اجتماعی داری ثروتی شده اند که ناخوداگاه به مرور زمان با تمرین و ممارست و همدلی بدست آوردند .

باید این فرصت را غنیمت شمارد و کسب تجربه کرد . برای آگاهی‌ بخشی ،برای همفکری و تعامل امروز ما امکان مناسبی پیدا کردیم که شاید خودمان هم متوجه این موفقیت نباشیم اما واقعیت اینست که این مردم از دولت بی‌ کفایت خود جلو زده اند و میتوانند نیاز هایی هموطنان را در گرو کار گروهی و مردمی پوشش دهند و از آنطرف با افزایش فشار افکار عمومی بر دولت ،آنها را مجبور به انجام وظایف خود کنند .آری میشود دولت و حکومت را اجبار کرد که به خواسته هایی عمومی و حقوق شهروندی احترام بگذرد.

در پایان باید به این نسل از هموطنان تبریک گفت و امیدوار بود که روز به روز این بلوغ فرهنگی‌،اجتماعی کامل تر شود .

شب‌پره‌های این شهر هم به اندازه من خسته نیستند

که تمام شب را با من بیدار بمانند .

ساعتی است که آنها هم خفته اند

و من از ترس خفاش‌ها ،هر دقیقه آنها را دوباره میشمارم.

ک ص

انیشتن سال‌ها پیش فهمید که هر جسمی‌ به زمان و مکان اطراف خود انحنأ می‌‌بخشد .هر چقدر که جرمش بیشتر باشد تأثیرش بیشتر است . اجرامی چون ستارگان حتی میتوانند مسیر نور را منحنی کنند . اگر جرمت از این هم بیشتر باشد میتوانی‌ نور را در خودت جذب کنی‌ ،میتوانی‌ زمان را به نزدیک صفر برسانی و دائمی باشی‌ !

اگر مسیر اورانوس به دور خورشید کج است ،باور کنیم که ایراد از خودش نیست ،اورانوس جرمی چون نپتون در پشت سر دارد که جاذبه‌ای دارد به بزرگی‌ جرمش

تمام زندگی‌ ما در این منحنی‌های روزانه تحت تاثیر جاذبه‌ها هست ،پس بی‌خود با آن نجنگیم که از نور قوی تر نیستیم

 

 
ظهور و حضور جنبش‌های اجتماعی عاری از خشونت یکی‌ از مؤلفه‌های اساسی‌ جامعه پویا و خواهان تغییر است .در جوامع مترقی تر این پشتوانه همیشه به صورت بالقوه در صحنه قدرت سیاسی و اجتماعی وجود دارد و برگزیدگان سیاسی و رهبران اعتراضی میتوانند در هر زمان که لازم بود آنرا برای فشار از پائین به حکومت استفاده کنند و همزمان چانه زنی‌ از بالا در حکومت را به خدمت بگیرند .

جنبش اجتماعی و اعتراضی سبز را می‌توان بزرگترین حرکت مدنی اعتراضی بدور از خشونت در تاریخ ۳۴ ساله حکومت جمهوری اسلامی دانست اما این جنبش نشان داده است که خود جوش است ،فارغ از برنامه ریزی‌های بلند مدت برای حضور خیابانی است ، البته خود این روند دلیل‌های مختلفی‌ دارد که قابل بررسی است.

در زمانی‌ برای اعتراض به کودتای انتخابی این جنبش متولد شد ،در زمانی‌ که حکومت سرکوب، ادعای مرگ جنبش را داشت با فراخوان هوشمندانه ۲۵ بهمن نشان داده شد که هنوز زنده است اما در غیاب سران جنبش سبز آیا شورای هماهنگی توانسته است به خوبی‌ از این آکسیون استفاده کند ،این خود سوال اصلی‌ ماست .

آیا مردم حاضر هستند برای بزرگداشت اعتراض به یک کودتای انتخاباتی دوباره به خیابان بیایند ؟ آیا حتی اگر مردم حضور پر رنگی‌ داشته باشند میتواند نتیجه‌ی برای تغییر شرایط حاضر داشته باشد ؟ آیا اینکار به خطر انداختن اعتبار جنبشی نیست که به صورت میلیونی شعار رای من کجاست را مطرح کرد ؟

باید از شورا هماهنگی پرسید که اگر به وجود راهپیمایی سکوت امید دارد چرا فراخوان را در اندک زمانی‌ قبل از ۲۲ خرداد مطرح کرده است ؟

بعد از گذشتن ۳ سال از خرداد ۸۸ وجود پایگاه اجتماعی و محبوبیت فراوان جنبش سبز بر کسی‌ پوشیده نیست و حتی خود حکومت به آن اذعان دارد ، آیا این فراخوان اخیر به خطر انداختن داشته‌ها و افتخارات قبلی‌ نیست ؟ نشان دادن سیر نزولی جنبش نیست ؟

یک زمانی‌ حضور فراوان نیرو‌های امنیتی در سطح شهر در روز‌های فراخوان برای ما پیروزی بود ،تحرک دوباره بود و اثبات زنده بودن جنبش آیا بعد از گذشت ۳ سال نوآوری و راهکار جدیدی نداریم؟ اصولاً آیا نیازی به امتحان چند باره این گزینه داریم ؟ آیا هزینه‌های این کار به پدید آمدن جو ناا امیدی نسبت به جنبش اجتماعی می‌ارزد؟آیا جایگاه امروز جنبش را پیروزی نسبت به شروع حرکت جنبش سبز می‌دانیم که اصرار به یادآوری داریم؟

در آخرین سالگرد کودتای انتخاباتی که آقایان کروبی و موسوی در حصر نبودند (دو سال قبل) ،فراخوانی در سالروز ماه خرداد انجام نگرفت چرا که این عزیزان تمایلی به هزینه دادن مردم نداشتند و ندارند.

آیا وقت آن نرسیده است که شورای هماهنگی تغییری در روش و تفکر خود ایجاد کند ؟ آخرین فراخوان شورا چند نفر شرکت کردند؟ چه نتیجه‌ای داشت ؟ آیا شورا جز فراخوان سکوت راهکار دیگری در چنته ندارد ؟

اگر بر فرض محال چند میلیون نفر در این فراخوان اخیر شرکت کنند آیا شورا میتواند از این فرصت برای چانه زنی‌ از بالا با حکومت وارد میدان شود ؟

شورای هماهنگی راه سبز امید آیا نکته و مناسبت دیگری سراغ ندارد تا بر حول آن دعوت به فراخوان کند ؟ آیا لازم است فقط به کودتا انتخابی اشاره کند ؟ آیا شورا نمی‌خواهد از مناسبت‌های دیگری چون روز کارگر یا روز دانشجو استفاده کند ؟ آیا جنبش مدنی ما باید فقط و فقط برای انتخابات ۳ سال پیش در انحصار بماند ؟ آیا مشکل اجتماعی و سیاسی یا اقتصادی دیگری وجود ندارد یا اینکه شورا خلاقیت و مدیریت استفاده از آنرا ندارد ؟

بار‌ها میر حسین موسوی از گسترش جنبش سبز به تمام طبقات اجتماعی سخن گفت و به دعوت از کارگران و زحمت کشان که خواست‌های اقتصادی دارند اشاره کرد .سوال اینجاست عملکرد شورا در این زمنیه چگونه بوده است ؟

واقعیت است که شورا حتی قادر به حفظ جنبش دانشجوی هم نبوده است ،دانشگاه موتور محرک اعتراض‌های اجتماعی است که این روز‌ها دچار گسست با جنبش اعتراضی سبز شده است .

متاسفانه شورای هماهنگی راه سبز امید مخاطب خود را فقط و فقط به بخش کوچکی از جامعه منحصر کرده است که فعالین فضای مجازی هستند ،گروه هدف این فراخوان‌ها در ۳ روز باقی‌ منده به ۲۲ خرداد آیا کسی‌ جز فعالین اینترنتی جنبش سبز است ؟با این جمعیت محدود شورا دنبال کدام پیروزی و هدف است ؟

اینهمه اصرار شورا به تکرار یک اقدام و آکسیون تاریخ گذشته چیست ؟

امروز کشور غرق در مشکلات سیاسی ،اجتماعی و اقتصادی است . دروغ روزمره شده است ،کرامت انسانی‌ زیر پا گذشته شده است و دوران دولت کودتا رو به پایان است اما جنبش ما فقط به صورت نمادین اصرار به یادآوری خاطرات گذشته دارد و فراموش کردیم که خود میر حسین هم برای تغییر و مبارزه با این شرایط به میدان آمد .حالا که ایشان در حصر هست آیا وظیفه ما بیشتر نیست ؟ آیا شورا نباید اندکی‌ تحرک و ابتکار را پیش رو بگیرد تا از خواب جنبش جلوگیری کند ؟

به امید آنکه جوابی‌ از شورای هماهنگی راه سبز امید داشته باشیم .

حافظ :

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

صائب تبریزی:

هر آنکس چیز می بخشد، ز جان خویش می بخشد

نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را

شهریار:

هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد

نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را

سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند

نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را

 

یاری

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خورشید و فلک سایم از این عزت کف پا را

روان و روح و جان ما همه از دولت شاه است

من مفلس کی‌ام چیزی ببخشم خال زیبا را

 

رند تبریزی

اگــــر آن تـــــرک شیرازی بـــه دست آرد دل مـــا را

بــهــایـش هـــم بــبـــایـــد او بـبخشد کل دنیـــــا را

مـگــر مـن مـغـز خــر خــوردم در این آشفته بــازاری

کــه او دل را بــه دست آرد ببخشم مــن بــخارا را ؟

نه چون صائب ببخشم من سر و دست و تن و پا را

و نــــه چـــون شهریـــارانم بـبـخشم روح و اجــزا را

کـــه ایـن دل در وجـــود مــا خــدا داند که می ارزد

هــــزاران تــــرک شیـراز و هـــزاران عشق زیــبــا را

ولی گــر تــرک شـیــرازی دهـد دل را به دست مــا

در آن دم نــیــز شـــایـــد مـــا ببخشیمش بـخـارا را

کــه مــا تــرکیم و تبریزی نه شیرازی شود چون مـا

بـــه تــبــریــزی هـمـه بخشند سمرقـند و بـخـارا را

 

دوستی گوید:

هر آنکس چیز می بخشد ،به زعم خویش می بخشد

یکی شهر و یکی جسم و یکی هم روح و اجزا را

کسی چون من ندارد هبچ در دنیا

و در عقبا نگوید حرف مفتی چون ندارد تاب اجرا را

 

محمد فضلعلی میگوید:

اگر یک مهرخ شهلا بدست آرد دل ما را

زیادت باشد او را گر ببخشم مال دنیا را

سر و دست و دل و پا را به راه دین می بخشند

نه بر گور و نه بر آدم گری بخشند این ها را

,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

 

اگر آن ترک تبریزی بدست آرد دل مارا

به لبخند ذلیخایش ببخشم کل دنیا را

به لبخند ذلیخایش که دادم کل دنیارا

بریزم زیر پایش ساکنان عرش اعلا را

نه چون حافظ نه چون صائب نه همچون شهریارانم

که بر آن ترک شیرازی دهند اینها و آنها را

نمی بخشم سمرقندی. تنی. روحی به شیرازی

که هرگز می نبردست او در این عالم دل ما را

تفاوت بین اینها از زمین تا آسمان باشد

کجا گیرد زمین خشک صحرا جای دریا را

اگر من برگزینم ترک شیرازی به تبریزی

ونوس زیبای زیبایان ملامت میکند ما را

امیدم هست هر شاعر برای وصف زیبائی

چنین گوید از این پس شرح حال روی زیبا را

به زیبائی! که حتی حوریان عرش اعلا هم

نمیگیرند هرگز جای ترک آذری ها را

 

میگویند روز به روز از خورشید کم میشود

حجمش در حال زوال است و روزی تمام خواهد شد

لکه‌های خورشیدی بیشتر شده اند ،

گاهی هم عصبانی‌ میشود و طوفان خورشیدی داریم

چه ساده اند این دانشمندان که با ضرب و تقسیم دنبال دلیل هستند

من قوانین فیزیک تو را خوب می‌دانم،نکند خورشید را هم عاشق کرده ای

می‌دانم ،دیگر امیدی به خورشید نیست،کارش تمام است

ک ص

این چه همهمه‌ای است ؟

صبر کنید ،من هم حق دارم سخنی بگویم

می‌خواهم دردی را بگویم ،گوش کن ،آرام باش

اه، باز بوی شراب و سیگار به من تجاوز کرد

دوباره دچار فراموشی شدم

حرفی‌ برای گفتن ندارم ،برو

راستی‌ اسمت یادم رفته است

ک_ ص