هنوز هم دوست داریم به شعورمان توهین شود ،هنوز هم معیار آزادی و اعتراض را با کلمه مجانی‌ می‌سنجند ،۳۳ سال پیش این فریاد‌ها را به شعار آب و برق مجانی‌ تفسیر کردند و وعده دادند و امروز این آب و برق مجانی‌ تبدیل شد به شارژ ایرانسل مجانی‌ .

آیا آزادی و حرمت انسان‌ها خلاصه میشود در دادن چیز‌های مجانی‌ ؟ اشکال از ماست یا آنها؟  شاید اشکال از ماست که همه خوبی‌‌ها را مجانی‌ می‌خواهیم و در راه این مجانی‌‌ها هیچ ابای هم از فدا کردن اندیشه و آزادی بیان نداریم .آیا هدف از مبارزه و انقلاب آن سال‌ها آب و برق مجانی‌ بود ؟ اگر نبود پس چرا هنوز دادن شارژ مجانی‌ ایرانسل حربه‌ای برای حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن است ؟ چرا در آستانه انتخابات با شعار ۴۰ هزار تومن سهام عدالت میخواهند راضی‌ مان کنند؟

گرچه هیچ کدام از آن شعار‌های مجانی‌ محقق نشد ،اما حتی لحظه‌ای با خود فکر کرده ایم که بهائی آزادی و حفظ حرمت انسانی‌ بسی‌ بیشتر از آب و برق مجانی‌ است ؟ بهائی اندیشه ما بیشتر از شارژ ایرانسل مجانی‌ است ؟

باور کنیم شاید روزی بتوان آب و برق مجانی‌ هم داشت اما آزادی را مجانی‌ نخواهند داد ،آزادی و جامعه دمکرات بها دارد ،مجانی‌ نیست پس بیاید اندیشه‌های خودمان را به این دروغ‌های مجانی‌ نفروشیم .باور کنیم نمی‌شود سکوت کرد و انتظار داشت ،شخصی‌ یا گروهی با یک فراخوان یا تظاهرات ما را مجانی‌ به آزادی برساند .

به قوم میر حسین موسوی » من آمده‌ام تا کرامت انسانی‌ را پاس بدارم»

Advertisements