Archive for ژوئن, 2012


انیشتن سال‌ها پیش فهمید که هر جسمی‌ به زمان و مکان اطراف خود انحنأ می‌‌بخشد .هر چقدر که جرمش بیشتر باشد تأثیرش بیشتر است . اجرامی چون ستارگان حتی میتوانند مسیر نور را منحنی کنند . اگر جرمت از این هم بیشتر باشد میتوانی‌ نور را در خودت جذب کنی‌ ،میتوانی‌ زمان را به نزدیک صفر برسانی و دائمی باشی‌ !

اگر مسیر اورانوس به دور خورشید کج است ،باور کنیم که ایراد از خودش نیست ،اورانوس جرمی چون نپتون در پشت سر دارد که جاذبه‌ای دارد به بزرگی‌ جرمش

تمام زندگی‌ ما در این منحنی‌های روزانه تحت تاثیر جاذبه‌ها هست ،پس بی‌خود با آن نجنگیم که از نور قوی تر نیستیم

Advertisements

 

 
ظهور و حضور جنبش‌های اجتماعی عاری از خشونت یکی‌ از مؤلفه‌های اساسی‌ جامعه پویا و خواهان تغییر است .در جوامع مترقی تر این پشتوانه همیشه به صورت بالقوه در صحنه قدرت سیاسی و اجتماعی وجود دارد و برگزیدگان سیاسی و رهبران اعتراضی میتوانند در هر زمان که لازم بود آنرا برای فشار از پائین به حکومت استفاده کنند و همزمان چانه زنی‌ از بالا در حکومت را به خدمت بگیرند .

جنبش اجتماعی و اعتراضی سبز را می‌توان بزرگترین حرکت مدنی اعتراضی بدور از خشونت در تاریخ ۳۴ ساله حکومت جمهوری اسلامی دانست اما این جنبش نشان داده است که خود جوش است ،فارغ از برنامه ریزی‌های بلند مدت برای حضور خیابانی است ، البته خود این روند دلیل‌های مختلفی‌ دارد که قابل بررسی است.

در زمانی‌ برای اعتراض به کودتای انتخابی این جنبش متولد شد ،در زمانی‌ که حکومت سرکوب، ادعای مرگ جنبش را داشت با فراخوان هوشمندانه ۲۵ بهمن نشان داده شد که هنوز زنده است اما در غیاب سران جنبش سبز آیا شورای هماهنگی توانسته است به خوبی‌ از این آکسیون استفاده کند ،این خود سوال اصلی‌ ماست .

آیا مردم حاضر هستند برای بزرگداشت اعتراض به یک کودتای انتخاباتی دوباره به خیابان بیایند ؟ آیا حتی اگر مردم حضور پر رنگی‌ داشته باشند میتواند نتیجه‌ی برای تغییر شرایط حاضر داشته باشد ؟ آیا اینکار به خطر انداختن اعتبار جنبشی نیست که به صورت میلیونی شعار رای من کجاست را مطرح کرد ؟

باید از شورا هماهنگی پرسید که اگر به وجود راهپیمایی سکوت امید دارد چرا فراخوان را در اندک زمانی‌ قبل از ۲۲ خرداد مطرح کرده است ؟

بعد از گذشتن ۳ سال از خرداد ۸۸ وجود پایگاه اجتماعی و محبوبیت فراوان جنبش سبز بر کسی‌ پوشیده نیست و حتی خود حکومت به آن اذعان دارد ، آیا این فراخوان اخیر به خطر انداختن داشته‌ها و افتخارات قبلی‌ نیست ؟ نشان دادن سیر نزولی جنبش نیست ؟

یک زمانی‌ حضور فراوان نیرو‌های امنیتی در سطح شهر در روز‌های فراخوان برای ما پیروزی بود ،تحرک دوباره بود و اثبات زنده بودن جنبش آیا بعد از گذشت ۳ سال نوآوری و راهکار جدیدی نداریم؟ اصولاً آیا نیازی به امتحان چند باره این گزینه داریم ؟ آیا هزینه‌های این کار به پدید آمدن جو ناا امیدی نسبت به جنبش اجتماعی می‌ارزد؟آیا جایگاه امروز جنبش را پیروزی نسبت به شروع حرکت جنبش سبز می‌دانیم که اصرار به یادآوری داریم؟

در آخرین سالگرد کودتای انتخاباتی که آقایان کروبی و موسوی در حصر نبودند (دو سال قبل) ،فراخوانی در سالروز ماه خرداد انجام نگرفت چرا که این عزیزان تمایلی به هزینه دادن مردم نداشتند و ندارند.

آیا وقت آن نرسیده است که شورای هماهنگی تغییری در روش و تفکر خود ایجاد کند ؟ آخرین فراخوان شورا چند نفر شرکت کردند؟ چه نتیجه‌ای داشت ؟ آیا شورا جز فراخوان سکوت راهکار دیگری در چنته ندارد ؟

اگر بر فرض محال چند میلیون نفر در این فراخوان اخیر شرکت کنند آیا شورا میتواند از این فرصت برای چانه زنی‌ از بالا با حکومت وارد میدان شود ؟

شورای هماهنگی راه سبز امید آیا نکته و مناسبت دیگری سراغ ندارد تا بر حول آن دعوت به فراخوان کند ؟ آیا لازم است فقط به کودتا انتخابی اشاره کند ؟ آیا شورا نمی‌خواهد از مناسبت‌های دیگری چون روز کارگر یا روز دانشجو استفاده کند ؟ آیا جنبش مدنی ما باید فقط و فقط برای انتخابات ۳ سال پیش در انحصار بماند ؟ آیا مشکل اجتماعی و سیاسی یا اقتصادی دیگری وجود ندارد یا اینکه شورا خلاقیت و مدیریت استفاده از آنرا ندارد ؟

بار‌ها میر حسین موسوی از گسترش جنبش سبز به تمام طبقات اجتماعی سخن گفت و به دعوت از کارگران و زحمت کشان که خواست‌های اقتصادی دارند اشاره کرد .سوال اینجاست عملکرد شورا در این زمنیه چگونه بوده است ؟

واقعیت است که شورا حتی قادر به حفظ جنبش دانشجوی هم نبوده است ،دانشگاه موتور محرک اعتراض‌های اجتماعی است که این روز‌ها دچار گسست با جنبش اعتراضی سبز شده است .

متاسفانه شورای هماهنگی راه سبز امید مخاطب خود را فقط و فقط به بخش کوچکی از جامعه منحصر کرده است که فعالین فضای مجازی هستند ،گروه هدف این فراخوان‌ها در ۳ روز باقی‌ منده به ۲۲ خرداد آیا کسی‌ جز فعالین اینترنتی جنبش سبز است ؟با این جمعیت محدود شورا دنبال کدام پیروزی و هدف است ؟

اینهمه اصرار شورا به تکرار یک اقدام و آکسیون تاریخ گذشته چیست ؟

امروز کشور غرق در مشکلات سیاسی ،اجتماعی و اقتصادی است . دروغ روزمره شده است ،کرامت انسانی‌ زیر پا گذشته شده است و دوران دولت کودتا رو به پایان است اما جنبش ما فقط به صورت نمادین اصرار به یادآوری خاطرات گذشته دارد و فراموش کردیم که خود میر حسین هم برای تغییر و مبارزه با این شرایط به میدان آمد .حالا که ایشان در حصر هست آیا وظیفه ما بیشتر نیست ؟ آیا شورا نباید اندکی‌ تحرک و ابتکار را پیش رو بگیرد تا از خواب جنبش جلوگیری کند ؟

به امید آنکه جوابی‌ از شورای هماهنگی راه سبز امید داشته باشیم .

حافظ :

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

صائب تبریزی:

هر آنکس چیز می بخشد، ز جان خویش می بخشد

نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را

شهریار:

هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد

نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را

سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند

نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را

 

یاری

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خورشید و فلک سایم از این عزت کف پا را

روان و روح و جان ما همه از دولت شاه است

من مفلس کی‌ام چیزی ببخشم خال زیبا را

 

رند تبریزی

اگــــر آن تـــــرک شیرازی بـــه دست آرد دل مـــا را

بــهــایـش هـــم بــبـــایـــد او بـبخشد کل دنیـــــا را

مـگــر مـن مـغـز خــر خــوردم در این آشفته بــازاری

کــه او دل را بــه دست آرد ببخشم مــن بــخارا را ؟

نه چون صائب ببخشم من سر و دست و تن و پا را

و نــــه چـــون شهریـــارانم بـبـخشم روح و اجــزا را

کـــه ایـن دل در وجـــود مــا خــدا داند که می ارزد

هــــزاران تــــرک شیـراز و هـــزاران عشق زیــبــا را

ولی گــر تــرک شـیــرازی دهـد دل را به دست مــا

در آن دم نــیــز شـــایـــد مـــا ببخشیمش بـخـارا را

کــه مــا تــرکیم و تبریزی نه شیرازی شود چون مـا

بـــه تــبــریــزی هـمـه بخشند سمرقـند و بـخـارا را

 

دوستی گوید:

هر آنکس چیز می بخشد ،به زعم خویش می بخشد

یکی شهر و یکی جسم و یکی هم روح و اجزا را

کسی چون من ندارد هبچ در دنیا

و در عقبا نگوید حرف مفتی چون ندارد تاب اجرا را

 

محمد فضلعلی میگوید:

اگر یک مهرخ شهلا بدست آرد دل ما را

زیادت باشد او را گر ببخشم مال دنیا را

سر و دست و دل و پا را به راه دین می بخشند

نه بر گور و نه بر آدم گری بخشند این ها را

,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

 

اگر آن ترک تبریزی بدست آرد دل مارا

به لبخند ذلیخایش ببخشم کل دنیا را

به لبخند ذلیخایش که دادم کل دنیارا

بریزم زیر پایش ساکنان عرش اعلا را

نه چون حافظ نه چون صائب نه همچون شهریارانم

که بر آن ترک شیرازی دهند اینها و آنها را

نمی بخشم سمرقندی. تنی. روحی به شیرازی

که هرگز می نبردست او در این عالم دل ما را

تفاوت بین اینها از زمین تا آسمان باشد

کجا گیرد زمین خشک صحرا جای دریا را

اگر من برگزینم ترک شیرازی به تبریزی

ونوس زیبای زیبایان ملامت میکند ما را

امیدم هست هر شاعر برای وصف زیبائی

چنین گوید از این پس شرح حال روی زیبا را

به زیبائی! که حتی حوریان عرش اعلا هم

نمیگیرند هرگز جای ترک آذری ها را

 

میگویند روز به روز از خورشید کم میشود

حجمش در حال زوال است و روزی تمام خواهد شد

لکه‌های خورشیدی بیشتر شده اند ،

گاهی هم عصبانی‌ میشود و طوفان خورشیدی داریم

چه ساده اند این دانشمندان که با ضرب و تقسیم دنبال دلیل هستند

من قوانین فیزیک تو را خوب می‌دانم،نکند خورشید را هم عاشق کرده ای

می‌دانم ،دیگر امیدی به خورشید نیست،کارش تمام است

ک ص