جمهوری که سال ۱۳۵۷ متولد شد امروز ۳۵ ساله است و می‌توان اذعان داشت که یکی‌ از جوان‌ترین جمهوری‌های چند دهه اخیر بوده است .هنوز دوران شور و هیجان پیروزی به پایان نرسیده بود که وارد هشت سال جنگ و دفاع شد .دورانی که برای تثبیت بدان نیاز شدید داشت اینگونه سپری شد و آنچنان فرصت رشد تحقق‌ نیافت . بعد از آن دولت وقت هدفش را بازسازی زیر ساخت‌های اقتصادی،صنعتی قرار داد و هشت سال هم بدین منوال سپری شد .خرداد ۷۶ فرا رسید و اولین فرصت برای شروع راه جدیدی در جمهوری نوپا پدید آمد ،میتوان خرداد ۷۶ را به مثابه آغاز دوران دبستان کودکی دانست که با آرزو‌های بسیار شروع به مشق کردن دمکراسی کرد ،تازه کار بود و کم تجربه ،کمی‌ هم هیجان زده از فرصتی که بدست آورده بود اما نوشت و مشق کرد ،بی‌ غلط نبود اما به شوق پیروزی که داشت می‌نوشت . می‌نوشت «مردم سالاری» ،می‌نوشت «گفتمان» ، می‌نوشت «جامعه مدنی» .
احزاب ما یاد گرفتند که در قبال مردم باید پاسخگو باشند ، سینمای ما کمی‌ آزادی را چشید ،دانشجو‌های ما یاد گرفتند که از رئیس جمهور نترسند و حتی دروغگو خطابش کنند بدون آنکه هراسی از اخراج و زندان داشته باشند و صد البته که همه چیز عالی‌ و بی‌ نقص نبود . آنروز‌ها مشق کردیم که برای توسعه اقتصادی نیاز به توسعه سیاسی داریم و آثارش را هنوز در آمار‌های اقتصادی دولت آن‌زمان می‌توان یافت . آری جمهوری تازه متولد شده به سنی‌ رسید که رشد را احساس کند و خود ببالد
.
راه بلوغ هر جمهوری مملو است از دشواری و سختی‌های که خود جزئی از فرایند دمکراتیزه شدن است . هستند بخش‌های از حکومت که گاهی‌ کار را سخت و پیچیده میکنند ،گاهی‌ قانون، کارآمدی کمتری پیدا می‌کند و تمایلات فردی تمامیت خواهان بر آن میچربد اما باید به یاد داشت که این پایان کار نیست . این پدیده میتواند یکی‌ از موانع لازم برای رسیدن به بلوغ جمهوریت باشد ،هماند کودکی که حالا به سنّ بلوغ رسیده است ،پرخاشگر میشود ،بد قلق و بهانه گیر میشود .
امروز جمهوری اسلامی هم به زعم بنده به یکی‌ از این دوران پوست اندازی رسیده است ،باید مرحله‌ای را ردّ کنیم تا وارد فاز جدیدی از جمهوریت بشویم اما یادمان باشد که کنار کشیدن و ایستادن راهکار خوبی‌ نیست ، تعریف «جمهوری» در جمع آرا و شرکت جامعه در پروسه بلوغ آن است . باید دانست که در اگر مدرسه تازه تاسیس جمهوری ،همکلاسی بی‌ انضباط و زورگوی داریم ،بهترین راه خانه نشستن و دادن میدان به وی نیست که اگر اینکار را کردیم رشد و بلوغ خودمان را به عقب انداختیم . فرصت انتخابات را میتوان تشبیه به امتحان یک پایه و ورود به پأیه بالاتر دانست ،اگر در امتحان پیشین احساس می‌کنیم حقمان را خورده اند و چهار سال را درجا زدیم ،نباید از فرط احساس میدان را رها کنیم .دمکراسی چیزی جز پشت سر گذاشتن همین موانع نیست .دمکراسی و جمهوریت نقطه «الف» نیست که بخواهیم با میانبر به آن برسیم ،آن روز خواهیم رسید که تمام این مشکلات را حس کرده باشیم و بر آن فائق آماده باشیم .هیجان و شتاب مترادف پیروزی نیستند و چاره خطا ،اصلاح آن انست نه فرار از آن .اصلاح هزینه دارد ،طولانی است و صبر میخواهد . راه مستقیم در سیاست هموره کوتاه‌ترین راه نیست .
کشوری مثل فرانسه ۵ جمهوری را پشت سر گذشته است تا بدینجا رسیده است .اینها هم تا ۳۰ سال پیش با گیوتین اعدام میکردند ،اینان هم هنوز احزاب روی خوشی‌ به کاندیدای رئیس جمهور زن نشان نمی‌دهند .
کوتاه سخن آنکه ،جمهوری جوان ما نیاز به ترمیم و پویای دارد و الفبای هر جمهوریتی حضور در عرصه‌های اجتماعی ،مدنی و سیاسی است . در همه جا در قبال انجام کاری میشود انتظار نتیجه داشت ،بدون آنکه تلاش کنیم ،اصلاح کنیم ،مرمت کنیم به جای نخواهیم رسید .امروز دستت را به من بده ،مهم نیست چقدر سختی داریم !