Category: سیاسی


بلوغ یک جمهوری

جمهوری که سال ۱۳۵۷ متولد شد امروز ۳۵ ساله است و می‌توان اذعان داشت که یکی‌ از جوان‌ترین جمهوری‌های چند دهه اخیر بوده است .هنوز دوران شور و هیجان پیروزی به پایان نرسیده بود که وارد هشت سال جنگ و دفاع شد .دورانی که برای تثبیت بدان نیاز شدید داشت اینگونه سپری شد و آنچنان فرصت رشد تحقق‌ نیافت . بعد از آن دولت وقت هدفش را بازسازی زیر ساخت‌های اقتصادی،صنعتی قرار داد و هشت سال هم بدین منوال سپری شد .خرداد ۷۶ فرا رسید و اولین فرصت برای شروع راه جدیدی در جمهوری نوپا پدید آمد ،میتوان خرداد ۷۶ را به مثابه آغاز دوران دبستان کودکی دانست که با آرزو‌های بسیار شروع به مشق کردن دمکراسی کرد ،تازه کار بود و کم تجربه ،کمی‌ هم هیجان زده از فرصتی که بدست آورده بود اما نوشت و مشق کرد ،بی‌ غلط نبود اما به شوق پیروزی که داشت می‌نوشت . می‌نوشت «مردم سالاری» ،می‌نوشت «گفتمان» ، می‌نوشت «جامعه مدنی» .
احزاب ما یاد گرفتند که در قبال مردم باید پاسخگو باشند ، سینمای ما کمی‌ آزادی را چشید ،دانشجو‌های ما یاد گرفتند که از رئیس جمهور نترسند و حتی دروغگو خطابش کنند بدون آنکه هراسی از اخراج و زندان داشته باشند و صد البته که همه چیز عالی‌ و بی‌ نقص نبود . آنروز‌ها مشق کردیم که برای توسعه اقتصادی نیاز به توسعه سیاسی داریم و آثارش را هنوز در آمار‌های اقتصادی دولت آن‌زمان می‌توان یافت . آری جمهوری تازه متولد شده به سنی‌ رسید که رشد را احساس کند و خود ببالد
.
راه بلوغ هر جمهوری مملو است از دشواری و سختی‌های که خود جزئی از فرایند دمکراتیزه شدن است . هستند بخش‌های از حکومت که گاهی‌ کار را سخت و پیچیده میکنند ،گاهی‌ قانون، کارآمدی کمتری پیدا می‌کند و تمایلات فردی تمامیت خواهان بر آن میچربد اما باید به یاد داشت که این پایان کار نیست . این پدیده میتواند یکی‌ از موانع لازم برای رسیدن به بلوغ جمهوریت باشد ،هماند کودکی که حالا به سنّ بلوغ رسیده است ،پرخاشگر میشود ،بد قلق و بهانه گیر میشود .
امروز جمهوری اسلامی هم به زعم بنده به یکی‌ از این دوران پوست اندازی رسیده است ،باید مرحله‌ای را ردّ کنیم تا وارد فاز جدیدی از جمهوریت بشویم اما یادمان باشد که کنار کشیدن و ایستادن راهکار خوبی‌ نیست ، تعریف «جمهوری» در جمع آرا و شرکت جامعه در پروسه بلوغ آن است . باید دانست که در اگر مدرسه تازه تاسیس جمهوری ،همکلاسی بی‌ انضباط و زورگوی داریم ،بهترین راه خانه نشستن و دادن میدان به وی نیست که اگر اینکار را کردیم رشد و بلوغ خودمان را به عقب انداختیم . فرصت انتخابات را میتوان تشبیه به امتحان یک پایه و ورود به پأیه بالاتر دانست ،اگر در امتحان پیشین احساس می‌کنیم حقمان را خورده اند و چهار سال را درجا زدیم ،نباید از فرط احساس میدان را رها کنیم .دمکراسی چیزی جز پشت سر گذاشتن همین موانع نیست .دمکراسی و جمهوریت نقطه «الف» نیست که بخواهیم با میانبر به آن برسیم ،آن روز خواهیم رسید که تمام این مشکلات را حس کرده باشیم و بر آن فائق آماده باشیم .هیجان و شتاب مترادف پیروزی نیستند و چاره خطا ،اصلاح آن انست نه فرار از آن .اصلاح هزینه دارد ،طولانی است و صبر میخواهد . راه مستقیم در سیاست هموره کوتاه‌ترین راه نیست .
کشوری مثل فرانسه ۵ جمهوری را پشت سر گذشته است تا بدینجا رسیده است .اینها هم تا ۳۰ سال پیش با گیوتین اعدام میکردند ،اینان هم هنوز احزاب روی خوشی‌ به کاندیدای رئیس جمهور زن نشان نمی‌دهند .
کوتاه سخن آنکه ،جمهوری جوان ما نیاز به ترمیم و پویای دارد و الفبای هر جمهوریتی حضور در عرصه‌های اجتماعی ،مدنی و سیاسی است . در همه جا در قبال انجام کاری میشود انتظار نتیجه داشت ،بدون آنکه تلاش کنیم ،اصلاح کنیم ،مرمت کنیم به جای نخواهیم رسید .امروز دستت را به من بده ،مهم نیست چقدر سختی داریم !

Advertisements

سایت کلمه به نقد مناظره دیشب بین آقای اصغر زاده و شریعت مداری پرداخته است ،یک مقداری از این نحو نگارش کلمه جا خوردم با باید بگم که دید کلمه به اتفاقات روز ایران و مشکلات مردم فقط یک بعدی شده است .این چنین است که هر روز مخاطبین خود را از دست میدهد
سایت کلمه نوشته چرا آقای اصغر زاده از شریعت مداری نخواسته است مدارک دیدار خاتمی با سوروس رو نشان دهد ؟ چرا آقای اصغر زاده از حصر اسم نبرده ،فقط به اسم

زندانیان سیاسی اکتفا کرده است و به حرف های میر حسین استناد نکرده است ؟
نوشته است چرا اصغر زاده سوابق بازجو بودن شریعت مداری را در برنامه تذکر نداده است !!!!!
نمیدانم کلمه چرا به این نتیجه رسیده است که قرار بوده اصغر زاده سخنگوی خاتمی و موسوی بوده باشد ؟ چرا باید اصغر زاده خودش را در قالب حزب و گروهی معرفی میکرد که اعتماد مخاطبین را از خود سلب میکرد ؟ یادمان باشد که دیشب فرصتی بود که بعد از مدت ها در رسانه ملی فراهم شد تا در زمانی که نه روزنامه داریم ،نه احزاب اجازه کار دارند و بزرگان سیاسی ما همه در زندان هستند ،کسی بتواند مقابل شریعت مداری بایستد !
کلمه فراموش کرده است که مخاطبین رسانه ملی بسیار فراتر و گسترده تر از چند فعال سیاسی هستند ، حتی ممکن است اصلا آقای شریعت مداری یا اصغر زاده را نشناسند ! شاید اصلا اسم جورج سوروس را نشنیده باشند و در ان زمان محدود چه نتیجه ی حاصل میشد اگر اصغر زاده میخواست که شریعت مداری اسناد ملاقات خاتمی و سورس را رو کند ؟
با این تاکید ،خیلی ها که روزنامه کیهان را دنبال نمیکنند ،تازه به این سوال میرسیدند که اصل داستان چیست ؟ شاید هم شریعت مداری در این زمان اندک میتوانست مدرک صوری به مخاطبین نشان دهد که نتیجه عکس مورد نظر کلمه حاصل میشود .یادتان است که در مناظرات ۸۸ آقای احمدی نژاد آمار های دروغین نشان داد ؟ یادتان است که پای آقای هاشمی و ناطق را به میان کشید تا میر حسین را از اصل مناظره دور کند و میر حسین مجبور شود که به دفاع از دولت های قبلی بپردازد !!!دیشب هم این دام برای آقای اصغر زاده بود .
آقای اصغر زاده اما با هوشیاری در دام اتهامات و لجن پراکنی های شریعت مداری نیفتاد و به مشکلات اقتصادی کشور اشاره کرد ! از احمدی نژاد خواست بجای اوین به بازار سر بزند ! و این هوشیاری اصغر زاده بود که میدانست برای مردم اقتصاد مهمتر از سوروس و اوین یا خاتمی است .
این روز ها که فشار تحریم در بازار ارز ،طلا و حتی دارو ها برای مردم قابل لمس است ،اصغر زاده به زیرکی سیاست خارجی کیهان و دولت را به چالش کشید و از ماجرا جویای سیاست خارجه انتقاد کرد ! گفت که در دنیا در انزوا هستیم !گفت که شریعت مداری برای حمایت از احمدی نژاد مسئول است !!! و این پیش فرض را به مخاطب القا کرد که شریعت مداری هم پشیمان از آمدن احمدی نژاد است !
یادمان باشد با نزدیک شدن به فضای انتخابات از این فرصت ها ممکن است بدست آوریم و باید بدانیم که مخاطب ما مردم کوچه و بازار هستند نه نخبگان سیاسی ! سیاسیون خود به آمار و اطلاعات روز دسترسی دارند ،سایت ها را دنبال میکنند و خوب میدانند شریعت مداری کیست و اتهامات کیهان چقدر واهی است .استفاده از تریبون صدا و سیما ظرافت خاصی میطلبد و باید به زبان مردم صحبت کرد و گرنه فرصت سوزی میکنیم و روز به روز فاصله خودمان با مردم را بیشتر میکنیم .
گفته های بالا به منزله حمایت سیاسی و مشی ،تفکر آقای اصغر زاده نیست اما باید حرف حق را تمجید کرد ،کار دیشب اصغر زاده بزرگ بود !

 

 
ظهور و حضور جنبش‌های اجتماعی عاری از خشونت یکی‌ از مؤلفه‌های اساسی‌ جامعه پویا و خواهان تغییر است .در جوامع مترقی تر این پشتوانه همیشه به صورت بالقوه در صحنه قدرت سیاسی و اجتماعی وجود دارد و برگزیدگان سیاسی و رهبران اعتراضی میتوانند در هر زمان که لازم بود آنرا برای فشار از پائین به حکومت استفاده کنند و همزمان چانه زنی‌ از بالا در حکومت را به خدمت بگیرند .

جنبش اجتماعی و اعتراضی سبز را می‌توان بزرگترین حرکت مدنی اعتراضی بدور از خشونت در تاریخ ۳۴ ساله حکومت جمهوری اسلامی دانست اما این جنبش نشان داده است که خود جوش است ،فارغ از برنامه ریزی‌های بلند مدت برای حضور خیابانی است ، البته خود این روند دلیل‌های مختلفی‌ دارد که قابل بررسی است.

در زمانی‌ برای اعتراض به کودتای انتخابی این جنبش متولد شد ،در زمانی‌ که حکومت سرکوب، ادعای مرگ جنبش را داشت با فراخوان هوشمندانه ۲۵ بهمن نشان داده شد که هنوز زنده است اما در غیاب سران جنبش سبز آیا شورای هماهنگی توانسته است به خوبی‌ از این آکسیون استفاده کند ،این خود سوال اصلی‌ ماست .

آیا مردم حاضر هستند برای بزرگداشت اعتراض به یک کودتای انتخاباتی دوباره به خیابان بیایند ؟ آیا حتی اگر مردم حضور پر رنگی‌ داشته باشند میتواند نتیجه‌ی برای تغییر شرایط حاضر داشته باشد ؟ آیا اینکار به خطر انداختن اعتبار جنبشی نیست که به صورت میلیونی شعار رای من کجاست را مطرح کرد ؟

باید از شورا هماهنگی پرسید که اگر به وجود راهپیمایی سکوت امید دارد چرا فراخوان را در اندک زمانی‌ قبل از ۲۲ خرداد مطرح کرده است ؟

بعد از گذشتن ۳ سال از خرداد ۸۸ وجود پایگاه اجتماعی و محبوبیت فراوان جنبش سبز بر کسی‌ پوشیده نیست و حتی خود حکومت به آن اذعان دارد ، آیا این فراخوان اخیر به خطر انداختن داشته‌ها و افتخارات قبلی‌ نیست ؟ نشان دادن سیر نزولی جنبش نیست ؟

یک زمانی‌ حضور فراوان نیرو‌های امنیتی در سطح شهر در روز‌های فراخوان برای ما پیروزی بود ،تحرک دوباره بود و اثبات زنده بودن جنبش آیا بعد از گذشت ۳ سال نوآوری و راهکار جدیدی نداریم؟ اصولاً آیا نیازی به امتحان چند باره این گزینه داریم ؟ آیا هزینه‌های این کار به پدید آمدن جو ناا امیدی نسبت به جنبش اجتماعی می‌ارزد؟آیا جایگاه امروز جنبش را پیروزی نسبت به شروع حرکت جنبش سبز می‌دانیم که اصرار به یادآوری داریم؟

در آخرین سالگرد کودتای انتخاباتی که آقایان کروبی و موسوی در حصر نبودند (دو سال قبل) ،فراخوانی در سالروز ماه خرداد انجام نگرفت چرا که این عزیزان تمایلی به هزینه دادن مردم نداشتند و ندارند.

آیا وقت آن نرسیده است که شورای هماهنگی تغییری در روش و تفکر خود ایجاد کند ؟ آخرین فراخوان شورا چند نفر شرکت کردند؟ چه نتیجه‌ای داشت ؟ آیا شورا جز فراخوان سکوت راهکار دیگری در چنته ندارد ؟

اگر بر فرض محال چند میلیون نفر در این فراخوان اخیر شرکت کنند آیا شورا میتواند از این فرصت برای چانه زنی‌ از بالا با حکومت وارد میدان شود ؟

شورای هماهنگی راه سبز امید آیا نکته و مناسبت دیگری سراغ ندارد تا بر حول آن دعوت به فراخوان کند ؟ آیا لازم است فقط به کودتا انتخابی اشاره کند ؟ آیا شورا نمی‌خواهد از مناسبت‌های دیگری چون روز کارگر یا روز دانشجو استفاده کند ؟ آیا جنبش مدنی ما باید فقط و فقط برای انتخابات ۳ سال پیش در انحصار بماند ؟ آیا مشکل اجتماعی و سیاسی یا اقتصادی دیگری وجود ندارد یا اینکه شورا خلاقیت و مدیریت استفاده از آنرا ندارد ؟

بار‌ها میر حسین موسوی از گسترش جنبش سبز به تمام طبقات اجتماعی سخن گفت و به دعوت از کارگران و زحمت کشان که خواست‌های اقتصادی دارند اشاره کرد .سوال اینجاست عملکرد شورا در این زمنیه چگونه بوده است ؟

واقعیت است که شورا حتی قادر به حفظ جنبش دانشجوی هم نبوده است ،دانشگاه موتور محرک اعتراض‌های اجتماعی است که این روز‌ها دچار گسست با جنبش اعتراضی سبز شده است .

متاسفانه شورای هماهنگی راه سبز امید مخاطب خود را فقط و فقط به بخش کوچکی از جامعه منحصر کرده است که فعالین فضای مجازی هستند ،گروه هدف این فراخوان‌ها در ۳ روز باقی‌ منده به ۲۲ خرداد آیا کسی‌ جز فعالین اینترنتی جنبش سبز است ؟با این جمعیت محدود شورا دنبال کدام پیروزی و هدف است ؟

اینهمه اصرار شورا به تکرار یک اقدام و آکسیون تاریخ گذشته چیست ؟

امروز کشور غرق در مشکلات سیاسی ،اجتماعی و اقتصادی است . دروغ روزمره شده است ،کرامت انسانی‌ زیر پا گذشته شده است و دوران دولت کودتا رو به پایان است اما جنبش ما فقط به صورت نمادین اصرار به یادآوری خاطرات گذشته دارد و فراموش کردیم که خود میر حسین هم برای تغییر و مبارزه با این شرایط به میدان آمد .حالا که ایشان در حصر هست آیا وظیفه ما بیشتر نیست ؟ آیا شورا نباید اندکی‌ تحرک و ابتکار را پیش رو بگیرد تا از خواب جنبش جلوگیری کند ؟

به امید آنکه جوابی‌ از شورای هماهنگی راه سبز امید داشته باشیم .

تولد میر حسین است ،آنهم در روز‌های پایانی زمستان و آغاز فصل سبز . فصل سبزی که میر حسین بر ما گشود و دوباره امید را در دلهایمان متولد کرد .

باید اعتراف کنم امید دوباره ،همّت برای تغییر دادن و سبز بودن را میر حسین عزیز برایم به ارمغان آورد . میگویند میر حسین معمار است و باید آفرین گفت به این سبک معماری میر عزیز .  نمای زمخت و زشت سیاست را تبدیل به عشق و مهر کرد که بر ستونی از امید استوار شده است . امید به فردا‌های سبز ،امید به تغییر و امید به کرامت انسانی‌

دوستداران میر حسین سیاسی نیستند  بلکه عاشق هستند ،سبز‌ها ٔاعضا گروه یا حزب نیستند بلکه دوست‌های ندیده و نشناخته هستند که با غم دیگری میگریند و با شادی یکی‌ ،همه لبخند بر لب دارند .با هر آهنگ آریا آرام نژاد اشک دلتنگی‌ می‌ریزند و تک تک جملات آهنگ را با جان و دل‌ تکرار میکنند .

این روز‌ها دست‌بند سبز ما پیمان دوستی‌ مان است .چه احساس نزدیکی‌ می‌کنیم با کسی‌ که مچ بندی سبز بر دست دارد ،گویا برادر یا خواهرمان است .آری میر حسین عزیز ،همه اینها را مدیون تو هستیم .

نیستی‌ که ببینی‌ با مرور خاطرات سبزمان چطور جوانه می‌زنیم و گاهی‌ از دلتنگی‌ چشم‌هایمان خیس میشود .

من باورم نیست که تو در حصری ،نه باورم نیست ،این همه دل‌ ،این همه چشم که تمام این روز‌ها با تو بوده اند را مگر میشود به حساب نیاورد ؟ نه ، نه ، تو و بانو تنها نیستید ،در حصر نیستید .ما در طی‌ این یک سال با شما‌ها زندگی‌ کردیم ،با یاد شما شاد شدیم ،با یاد شما اشک ریختیم ،با یاد شما خندیدیم ،و با رویا شما به خواب رفتیم ،با صدای شما به رویا رفتیم .

تنها رئیس جمهور منتخب دنیا که دوستدارانش «تو » خطابش میکنند ،رئیس جمهور محبوب من است و به این احساس پر از مهر و عشق افتخار می‌کنم ،آری ما سیاسی نیستیم ،فقط و فقط عاشق هستیم .

تولدت مبارک که امید  تولدی دیگر را برایمان هدیه آوردی ،

 

 

 

 

 
دیکتاتوری کمونیستی استالین و ولایت مطلقه‌ای خامنه‌ای ممکن است در نگاه اول شباهت زیادی باهم نداشته باشند اما با اندکی‌ تفکر و تامل شباهت‌های فراوانی‌ می‌توان یافت .ممنوع اعلام کردن فعالیت احزاب ،اقتصاد تمام دولتی،متهم کردن مخالفان به عنوان دلیل عدم رشد اقتصادی ،افزایش قدرت پلیس مخفی‌ و ترور ،اعدامهای بی‌ شمار و فشار بر آنان برای اعتراف کردن بر علیه خود ،سرکوب ادیان دیگر در حکومت تنها نمونه‌های کوچکی از این تشابهات هستند .در ادامه خصوصیت بیشتری راجب به حکومت استالین ذکر می‌کنم و قیاس این دو دیکتاتور را به خود شما واگذار می‌کنم,,,,,,,,,,,,,.، استالین به عنوان صدر دفتر سیاسی در اواسط دهه ۳۰ با «تصفیه کبیر» در حزب تقریباً تمام قدرت را در دست خود گرفت. او این کار را به عنوان تلاش برای اخراج اپورتونیست‌ها و ضدانقلابیون توجیه می‌کرد.
مخالفان خود را به «جاسوسی» و «ضدانقلابی» متهم کرد……سرکوب بسیاری از انقلابیون باعث شد که تروتسکی اعلام کند رژیم استالین با «رودخانه‌ای از خون» از رژیم لنین جدا است. . قتل تروتسکی در ۱۹۴۰ در مکزیک آخرین و مشهورترین مخالف استالین را نیز از جای برداشت. حالا تنها سه نفر از «بلشویک‌های قدیمی» به جا مانده بودند. خود استالین، میخائیل کالینین، و مولوتوف.
دوران تصفیه مختص به مقامات حزبی نبود و بسیاری به جرم «فعالیت ضد شوروی» و به عنوان «دشمن خلق» دستگیر و محاکمه می‌شدند……ضمن تصفیه تلاش‌های بسیاری برای عوض کردن تاریخ در کتاب‌های درسی شوروی و منابع تبلیغی بود. بسیاری از قربانیان اعدامی از کتاب‌ها و عکس‌ها بیرون گذاشته می‌شدند که گویی هرگز وجود نداشته‌اند. نهایتا تاریخ انقلاب جوری روایت می‌شد که گویی تنها دو شخصیت داشته‌است. لنین و استالین……به دستور استالین ۶۶ نفر از چهره‌های برجسته‌ی حزب و فعالان «صدر انقلاب» که برخی از آنها حتی معروفیت جهانی داشتند، در سه دادگاه «علنی» محاکمه شدند.

دادگاه اول :
از ۱۹ تا ۲۴ اوت ۱۹۳۶ شانزده نفر از اعضای برجسته‌ی رهبری حزب کمونیست از جمله زینوویف و کامنف یاران نزدیک لنین محاکمه شدند. همه متهمان اعدام شدند.

دادگاه دوم :
از ۲۳ تا ۳۰ ژانویه ۱۹۳۷ هفده نفر از مقامات حزبی محاکمه شدند. ۱۳ نفر تیرباران و ۴ نفر به اردوگاه کار اجباری فرستاده شدند.

دادگاه سوم :
از دوم تا ۱۳ مارس ۱۹۳۸ گروهی ۲۱ نفره از سران بلشویک محاکمه شدند. بیشتر آنها از وزیران سابق دولت بودند. در میان آنها کمونیست‌هایی نامدار مانند بوخارین (رئیس سابق کمینترن) و ریکوف (نخست وزیر قبلی) قرار داشتند. همه متهمان اعدام شدند……………………………………………..دادگاههای استالین چگونه بود؟
در صحن دادگاه‌های مسکو هر از گاهی متهمی فریاد بر می‌داشت: «من گناهکارم، مرا بکشید!» یا دیگری داد می‌زد: «من خائن هستم، خائن باید کشته شود!» در پشت صحنه بر متهمان چه گذشته بود؟ پس از حدود هفتاد سال هنوز به این پرسش پاسخ قطعی داده نشده است.
دهها نفر از سران حزب کمونیست و فرماندهان ارتش سرخ به دستور استالین رهبر حزب و رئیس دولت اتحاد شوروی در برابر دادگاه قرار گرفتند. استالین شخصا در اتاقکی مخفی بر جریان دادگاه‌ها نظارت داشت و از طریق زیردستان خود جریان دادگاه را هدایت می‌کرد………………………………………………….ماشین اعترافات,
هدف استالین تنها حذف یا نابود کردن مخالفان خود نبود، او فراتر از این، خواهان درهم شکستن ایدئولوژیک آنها و مشروعیت دادن به سیادت خود بود. هدف نه تنها محکوم کردن، بلکه به تسلیم کشیدن مخالفان بود. دادگاه‌ها پشت درهای بسته و بسیار سریع انجام می‌شد. زندانیان از حق داشتن وکیل مدافع و فرجام‌خواهی محروم بودند…………………………در مواردی دروغ کاملا آشکار بود، مثلا ایوان سمیرنوف اعتراف کرده بود که در سوءقصد به جان کروف در دسامبر ۱۹۳۴ شرکت داشته است، در حالیکه او از یک سال قبل از آن دستگیر شده و در زندان بود.
اما «حقیقت» چیزی بود که برای این دادگاه‌ها کمترین اهمیتی نداشت. طرفداران استالین باید احساس حقانیت می‌کردند و دشمنان او باید مرعوب می‌شدند……………………………با فشارها و تحقیرهای دایمی، شخصیت زندانی در هم می‌شکند. هویت هنجاری و اخلاقی او درهم می‌ریزد. رفته رفته حساسیت و هشیاری ذهنی خود را از دست می‌دهد و حافظه او فلج می‌شود. زیر دست مأموران چنان احساس ضعف و حقارت می‌کند، که همه چیز، از جمله مقاومت، برای او بی معنا می‌شود……………………………..طبق آمار رسمی که در زمان گورباچف منتشر شد: در ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸ بین ۴ و نیم تا ۵ و نیم میلیون نفر دستگیر شدند. بین ۸۰۰ تا ۹۰۰ هزار نفر به اعدام محکوم شدند.

دکتر خزعلی ،ای مرد بزرگ درود و صد درود بر شرافت و ایستادگی ات . حق را معنی دوباره بخشیدی و ایمان به حقانیت را دوباره معنی کردی . مصمم و عاشقانه طرف حق ایستاده‌ای و امید را در قلب خیلی‌ از ما  زنده کردی ،اینکه کسانی‌ همچون تو ،هنوز هستند ،هنوز هستند کسانی‌ که میتونستند با توجه به موقعیت پدر چند بار تملق حکومتی بگویند و وام‌های میلیاردی به چنگ بیارند .

اصلا اینها نه،، تو ۲۳ سال درس خواندی ،میتوانستی به مانند خیلی‌ از همکاران به گوشه مطب چشم پزشکی‌ بچسبی و ماهیانه میلیون‌ها تومان درامد داشته باشی‌ و در کنار خانواده باشی‌ ،آری دکتر جان شما افتخار ایرانی‌ ،افتخار آقازاده‌ها و افتخار جامعه پزشکان هستی‌ .آری  این دو سال خیلی‌ همکاران همچون جذامی از اطراف ما میگریزند ،میروند به کار و زندگی‌‌شان برسند ،دوست ندارند سیاسی باشند،دوست ندارند از کار مطب چشم پوشی کنند . دکتر جان دل‌ تنگم اما با دیدن شما قوت قلب میگیرم و افتخار می‌کنم به شما .

دیدن کسانی‌ چون شما که تا سر حد جانشان روی اعتقادشان ایستادگی میکنند و مرز‌های بین حق و باطل را بر اساس مصلحت نمی‌‌سنجند ، این روز‌ها زیاد قابل تصور نیست .قابل تحسین است و پر افتخار

من نه سفارشی دارم ،نه توصیه‌ای که دست بردارید .مگر میشود انسانی‌ به دانایی شما ،خود  به تصمیمش فکر نکرده باشد ،ما برای سلامتی ات ،برای رسیدن به هدف برایت دعا می‌کنیم و شما هم برای ما دعا کن ، دعا کن فردا شرمسار نباشیم ،دعا کن ما هم به این یقین و شجاعت برسیم .

«و الله خیر الحافظین»

در آستانه انتخابات فرمایشی ،در آستانه فرا رسیدن ۲۵ بهمن نوبت ماست که نشان دهیم جنبش نمرده است و اجازه فرصت طلبی به حکومت در راهپیمایی فرمایشی ،دولتی ۲۲ بهمن را  نخواهیم داد .اگر باهم باشیم دوباره حکومت هرسان خواهد شد ،باید این سکوت شکسته شود .

این هنگام که به دلیل سؤ مدیریت حکومت تهدید‌های نظامی و اقتصادی به اوج خود رسیده است لازم است که فشار بر حکومت از درون هم بیشتر شود .ما و  عزیزان جنبش در حصر نیستیم ،باید نشان داد که این حکومت است که در حصر و حبس افکار مستبدانه خود است .

باید حماسه دیگری بسازیم و چه زمانی‌ بهتر از ۲۵ بهمن .باید این اعتراضات را به انتخابات  فرمأیشی متصل کنیم و تا میتوانیم مشروعیت اجتماعی آنرا به چالش بکشیم .

آیا می‌توان دوباره خیابان‌ها را سبز کرد؟ بیاید باهم تصمیم بگیریم و دست در دست هم همصدا شویم .

لینک مستقیم نظرسنجی

احمدی نژاد : هیچ مشکل اقتصادی در کشور نداریم !

در واقع شاخص اقتصاد ویران ممکن است قیمت سکه و ارز نباشد اما همین جمله احمدی نژاد کافی‌ است تا ایمان پیدا کنیم که اقتصاد ایران ویران شده است . احمدی نژاد علاقه زیادی به استفاده از افعال معکوس ( همانند سریال برره ) دارد ، نمونه‌های زیادی در گذشته وجود داشته اند .

۱) بعد از حضور در دانشگاه کلمبیا و تحقیرش ،سفر به دانشگاه کلمبیا را پیروزی بزرگی‌ دانست

۲) با توجه به بزرگترین اختلاس تاریخ در زمان احمدی نژاد، دولت و همکارانش را پاک‌ترین دولت تاریخ خطاب می‌کند

۳) با شروع طرح اجرایی هدفمند کردن یارانه‌ها ،اصرار داشت که با اجرا آن هیچ فقیری در ایران نخواهیم داشت

۴)در حالی‌ که وارد کننده بنزین هستیم بار‌ها گفتند که در تولید بنزین خودکفا شدیم ،حتی صادر کننده هستیم

۵)بار‌ها و بار‌ها تاکید داشته که در ایران سانسور نداریم و آزادی بیان  به حدی است که آمریکائی‌ها هم ندارند

۶)در مناظره‌های انتخاباتی تاکید داشت که تورّم به کمترین حد خود در تاریخ رسیده است

۷) باور دارد که کشور‌های بزرگ برای گرفتن برنامه‌های اقتصادی به احمدی نژاد نامه می‌نویسند

۸) بعد از انتخابات ۲ سال پیش ،از تحقق خواست مردم برای انتخاب خودش گفت و اینکه حالا مردم خوشحال هستند

و الحق که میر حسین به زیبای گفت : دروغ ممنوع .

می‌توان به نمونه‌های فراوانی اشاره کرد که حقایق به صورت معکوس از طرف احمدی نژاد بیان میشود آیا نمی‌توان احمدی نژاد را با این همه دروغ به اتهام خیانت به کشور محاکمه کرد؟

با گفته امروز وی که در مورد بحران دلار وسکه بیان شد, می‌توان به عمق مشکلات اقتصادی پی‌ برد .به زعم نویسنده فاجعه شدید اقتصادی در راه است،برای فروش دلار و سکه اصلا عجله نکنید!!!

،

مهدی خزعلی، وبلاگ‌نویس منتقد دولت و مدیر انتشارات «حیان»، با حضور ماموران امنیتی در بیرون محل کار خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.

خانم خزعلی با انتقاد از نحوه بازداشت همسرش گفت: «نمی‌دانم آقایان از چه زمانی کمین کرده بودند که به محض خروج ایشان از دفتر، به او حمله کردند و وی را از ناحیه دست، دندان و بخش‌های دیگر بدن مصدوم کردند.»

مهدی خزعلی که به دلیل انتشار مطالب انتقادی در وبلاگ شخصی شهرت پیدا کرده است، پیش از این نیز چندین بار بازداشت شده اما با قرار وثیقه آزاد شده بود.

همسر آقای خزعلی که پس از صدور حکم بازداشت موقت، همسرش را در دادسرا دیده است، احتمال داد که دست همسرش بر اثر حمله ماموران شکسته باشد. او همچنین افزود که به گفته ماموران، همسرش به زندان اوین منتقل شده است.

او گفت که به رئیس شعبه دادسرا نیز در خصوص نحوه برخورد ماموران با همسرش اعتراض کرده است. خانم خزعلی گفت: «چرا ماموران، با وجود اینکه احضاریه صادر شده بود، عجله کردند و وحشیانه به آقای خزعلی حمله کردند و او را مصدوم کردند؟ در حالیکه حکمی که به من نشان دادند نیز تاریخش گذشته بود. از قبل تصمیم گرفته بودند وی را بازداشت کنند.

همسر آقای خزعلی با اشاره به اینکه پسرش نیز همراه او به دادسرا رفته بود گفت که در زمان انتقال همسرش به زندان، ماموران «رفتار نامناسبی داشته‌اند» و فرزندش به او گفته که «جلوی دهان آقای خزعلی را گرفته بودند و دستی را که مصدوم بوده فشار می‌دادند.

(منبع بی‌بی‌سی فارسی )